۴ اوت ۲۰۲۶- چاقی با کاهش و تخریب عضلات اسکلتی ارتباط دارد. اگرچه ماکروفاژهای M2 ممکن است در تنظیم عملکرد عضلات نقش داشته باشند، سازوکارهای زیربنایی این ارتباط هنوز به‌خوبی شناخته نشده‌اند. اکنون پژوهشگران ژاپنی دریافته‌اند که حذف پروتئین پیام‌رسان «فاکتور رشد تغییر دهنده بتا ۱» از جمعیت مشخصی از ماکروفاژهای M2، از موش‌ها در برابر اختلال عملکرد عضلات ناشی از چاقی، محافظت می‌کند. این اقدام که موجب تقویت بازسازی عضلات و بهبود عملکرد میتوکندری گردید، می‌تواند نشان‌دهنده راهکاری درمانی برای تحلیل عضلانی مرتبط با چاقی باشد.

یکی از راه‌هایی که چاقی از طریق آن به بدن انسان آسیب می‌زند، تخریب عضلات اسکلتی است. این کاهش تدریجی توده و عملکرد عضلات که «سارکوپنی» نیز نامیده می‌شود، قدرت، تحرک و توانایی فرد برای زندگی مستقل را کاهش می‌دهد. متأسفانه، بیشتر درمان‌های چاقی و بیماری‌های مرتبط با آن، مانند دیابت نوع ۲، عمدتاً بر کنترل وزن و قند خون تمرکز دارند و خودِ کاهش توده و عملکرد عضلات را هدف قرار نمی‌دهند. درک عواملی که موجب تخریب عضلات در جریان چاقی می‌شوند و یافتن راه‌هایی برای معکوس کردن این روند، برای مقابله با این چالش اهمیت اساسی دارد.

در سال‌های اخیر، پژوهشگران بیش از پیش دریافته‌اند که سلول‌های ایمنی ممکن است با آزادسازی مولکول‌های پیام‌رسانی که بر سلول‌های مجاور اثر می‌گذارند، به هماهنگ‌سازی بازسازی عضلات کمک کنند. به‌ویژه، ماکروفاژهای M2 پس از آسیب‌دیدگی، با آزادسازی پیام‌هایی که بر رشد و سوخت‌وساز سلول‌های اطراف اثر می‌گذارند، از ترمیم عضلات حمایت می‌کنند. بااین‌حال، هنوز مشخص نبود که آیا همین پیام‌ها در تحلیل عضلانی مرتبط با چاقی نیز نقش دارند یا خیر.

اکنون یک گروه پژوهشی به سرپرستی پروفسور برجسته پژوهشی، Kazuyuki Tobe ، از مرکز تحقیقات علوم پیش‌از‌بیماری در دانشگاه تویاما در ژاپن، این خلأ اطلاعات را بررسی کرده است.

مقاله این گروه که در تاریخ ۱۸ژوئن ۲۰۲۶ به‌صورت آنلاین در جلد ۱۷، شماره ۳، مجلهJournal of Cachexia, Sarcopenia and Muscle  منتشر شد، نشان می‌دهد که حذف «فاکتور رشد تغییر دهنده بتا ۱ یاTGF-β1 » از زیرجمعیت مشخصی از ماکروفاژهای M2 می‌تواند از عضلات اسکلتی در برابر اختلال عملکرد ناشی از چاقی محافظت کند. 

پژوهشگران موش‌هایی را مهندسی ژنتیکی کردند که در آن‌ها TGF-β1 فقط در ماکروفاژهای M2 دارای گیرنده ی سطحی CD206، قابل حذف بود. پس از القای حذف ژن TGF-β1، موش‌ها به مدت ۱۲هفته با رژیم غذایی پرچرب تغذیه شدند تا اختلال عملکرد عضلات مرتبط با چاقی در آن‌ها ایجاد شود. سپس پژوهشگران این موش‌های فاقد ژن  TGF-β1را در مجموعه‌ای از آزمایش‌ها با موش‌های شاهد مقایسه کردند. این آزمایش‌ها شامل آزمون دویدن، سنجش قدرت گرفتن، آزمون آویزان ماندن، آزمون تحمل گلوکز، آزمون تحمل انسولین و تحلیل‌های مولکولی دقیق بافت عضله و چربی بود.

موش‌های فاقد ژن TGF-β1، با وجود آنکه به وزن بدنی مشابه موش‌های شاهد رسیده بودند، عملکرد بسیار بهتری داشتند. آن‌ها پیش از خستگی تقریباً دو برابر مسافت بیشتری می‌دویدند، قدرت گرفتن بیشتری داشتند و مدت طولانی‌تری می‌توانستند آویزان بمانند. همچنین تحمل گلوکز و حساسیت به انسولین در این موش‌ها بهبود یافته بود. افزون بر این، آن‌ها توده بیشتری از عضلات اسکلتی خود را حفظ کردند، فیبرهای عضلانی بزرگ‌تری داشتند و افزایش توده عضلانی بدون چربی در آن‌ها مشاهده شد؛ یافته‌هایی که نشان می‌دهد حذف TGF-β1 از موش‌ها در برابر تحلیل عضلانی ناشی از چاقی محافظت کرده است.

در سطح مولکولی، گروه پژوهشی دو سازوکار جداگانه را شناسایی کرد که احتمالاً در ایجاد این بهبود نقش دارند. نخست، از دست رفتن TGF-β1 موجب فعال شدن «پیش‌سازهای فیبروآدیپوژنیک یاFAPها» شد؛ این سلول‌ها، جمعیتی از سلول‌های پشتیبان مستقر در بافت عضله هستند. فعال شدنFAPها به نوبه خود بیان فولیستاتین و پروتئین شبه‌فولیستاتین ۱را افزایش داد. هر دوی این پروتئین‌ها به‌عنوان عوامل مؤثر در شکل‌گیری فیبرهای عضلانی جدید یا «عضله‌زایی» شناخته می‌شوند.

دوم، بافت چربی در موش‌های فاقد ژن TGF-β1، مقدار بیشتری آدیپونکتین ترشح کرد؛ آدیپونکتین هورمونی است که گیرنده AdipoR1 را در عضله فعال می‌کند. این فرایند به نوبه خود مسیرAMPK/SIRT1/PGC-1α  را فعال کرد؛ مسیری که تنظیم‌کننده اصلی فعالیت میتوکندری و سوخت‌وساز انرژی در سلول‌ها به شمار می‌رود.

پروفسور Tobe، توضیح داد: «فعال شدن این مسیر موجب بهبود عملکرد میتوکندری و افزایش اکسیداسیون اسیدهای چرب شد و در نهایت، عملکرد ورزشی موش‌های مهندسی‌شده در مقایسه با موش‌های شاهد بهبود یافت.»

پژوهشگران همچنین کاهش بیان ژن‌های مرتبط با فیبروز را مشاهده کردند. این یافته نشان می‌دهد که حذف TGF-β1 ممکن است علاوه بر تقویت بازسازی عضلات، به حفظ ساختار سالم آن‌ها نیز کمک کند.

در مجموع، این یافته‌ها نشان می‌دهند که TGF-β1 ترشح‌شده از ماکروفاژهای M2 از طریق دو سازوکار مکمل در کاهش عملکرد عضلات مرتبط با چاقی نقش دارد: یک سازوکار بازسازی عضلات را محدود می‌کند و سازوکار دیگر عملکرد میتوکندری را مختل می‌سازد. مهار همین یک پیام‌رسان توانست هر دو مشکل را هم‌زمان برطرف کند؛ این نتیجه در حالی به دست آمد که وزن بدن موش‌های فاقد ژن  TGF-β1و موش‌های شاهد در طول مطالعه تقریباً مشابه باقی مانده بود.

اگرچه پیش از انتقال این رویکرد به انسان، انجام مطالعات بیشتری ضروری است، گروه پژوهشی معتقد است این روش در آینده از ظرفیت واقعی برای کاربردهای بالینی برخوردار خواهد بود. پروفسور Tobe، گفت: «اگر بتوان ژن TGF-β1 را در ماکروفاژهای M2 انسان حذف کرد، افراد سالمند مبتلا به سارکوپنی ممکن است بتوانند توده عضلانی خود را دوباره به دست آورند و با سرعت و استقلال بیشتری حرکت کنند.»

با افزایش شیوع تحلیل عضلانی مرتبط با چاقی در جمعیت‌های سالمند سراسر جهان، این پژوهش می‌تواند گامی اولیه در مسیر بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا به اختلال عملکرد عضلات باشد.

منبع:

https://www.news-medical.net/news/20260804/Researchers-suggest-a-potential-therapeutic-strategy-for-muscle-loss-associated-with-obesity.aspx